مسموم نفت
اينجا مسجد سليمان است
با اين نگاه زرد وچهره اي كه روزي گيسوان سبزي داشت
واينك چون افعي مرده اي در دره هاي دور پوسيده ميشود
اانگار ميتوان روياي كوچ رااز روي چشمهاي سرد او نوشت
بر گرده ملول اين شهر در بدر
چند نسل ايل در خواب رفته است
در مسجدش مدام بر اولين قرباني سم سياه نفت حي الوداع خوانده ميشود
و جمله ثلاثه اند وه واقتدار برجاي جاي گچ سنگهاي شهر نقش بسته است
وبا گريه اي كه با ياد خاطرات سبز از چهره قديم كارگران بر رود شور حومه شهر جاري است
روزي كه رگهاي شهر را ميزدند ولوله ها به غارت موهوم رفته بود
انگشتر سليمان با هفت عقيق سرخ در چاه نمره يك محو گشته بود
ومسجد سليمان اسم مغضوبي شد
تا تمام جوانان غيور شهر با جيبهاي خالي در تمام عصر هاي شهر اندام خود را واكس بزنند
و"مين افيس " غولي شد خسته كه شاخكه شاخهايش را زير هزار قدمگاه تازه ساز چال كرده اند
و"او- پي- دي "دختر تيمار منطقه عروس تنهايي شد
كه هر روز صبح موهاي سفيدش را شانه ميزند ومنتظر است
كورش از اتشكده سرمسجد به خواستگاري او بياييد
اينجا مسجد سليمان است
بازخمي كهنه از انسوي ابها
ودهاني كه تنها براي مردگان باز است
تا اندوهي كهن واژگونه كند سازها را
ويكي نباشد انگشت خسته مرا بگيرد
تا بر كتف خاك گرفته شهر
شعر: نادر احمدي

اتشكده سرمسجد به شماره 300 درسال 1316 درفهرست اثار ملي به ثبت رسيده
بسياري از باستانشناسان اين بنا را متعلق به دوران اشكانيان وساسانيان ميدانند اما
طبق كاوشهاي پرفسور گيرشمن كه در سالهاي 1347 تا 1350 صورت گرفت
اين بنا را متعلق به پارسها ميدانندو ميگويند سر مسجد مسكن امراو سلاطين پارس بوده
واز پاسارگاد وتخت جمشيد هم قديمي تر بوده

برد نشانده يكي از قديمي ترين عبادتگاههاي روباز ايراني بود كه براي قرنها
تشريفات مذهبي در هواي ازاد انجام ميشد ساختمان ان متعلق به پارسها وهخامنشيان
است
چاه شماره يك
اولين چاه نفت درخاور ميانه كه مربوط 99 سال پيش ميباشد
عمق ان 260 متر و روزانه 26000 ليتراز ان نفت خام استخراج ميشد
وحفاري ان 152روز طول كشيد